يادداشت های یواشکی

متن مرتبط با «این روزهااا» در سایت يادداشت های یواشکی نوشته شده است

حکایت این روزها

  • نیلوبلاگ

    یک مشکل اساسی در جامعه ی شهرستانیزم این است که به یک معلم پرورشی که فکر نکنم تا به حال یک کتاب درست و حسابی خواهنده باشد بفهمانی که مرغ همسایه غاز نیست..... پینوشت : راستی شما میدانید که چرا آدما به جای توجه به توانایی افراد به موقعیتشان نگاه میکنند ?! xa0...

    ادامه مطلب
  • این روزها

  • نیلوبلاگ

    این چند روز خیلی حرفها بود که میخواستم بزنم ولی نمیدانم چرا دستم به نوشتن نمیرفت . میخواستم از خانه ی جدیدی که قرار است برویم زندگی کنیم و من چه قدر الکی خوشحالم که پیش محل کار تو هستم از تو که به تهران رفته ای و من وقتی برای دیدنت آمدم و نبودی فهمیدم . از فیلم فروشنده که رفتم دیدمش و کلی حال کردم از فیلمش از نمایشنامه های کودک و نوجوانم که قرار است چند روز دیگر با مدرسه قرار داد ببندم و کلی دلم شور میزند از اولین کار حرفه ایم از گروه پ که از خ برگشتند و جایزه نگرفتند و با اینکه بد است ولی من کل...

    ادامه مطلب
  • این روزهای من

  • نیلوبلاگ

    امروز جشن سینمایی برگزار کرده بودی و آمدم دیدمت . با اینکه همه چیز اولش قاطی پاتی بود ، با اینکه اولش صدا قطع شد و همه اولش هول بودند ولی خوب بود، خوب بود ، چون تو بودی و من جز تو چیزی ندیدم و این یعنی همه چیز خوب بود و این یعنی این روزها خوشحالم . بی دلیل ، بی دلیل، بی دلیل . همین که دوستت دارم و میدانم که تو چیزهایی میدانی همین برای من بس است . حالا چه فرق میکند تو کسی دیگر را دوست داشته باشی و جاذبه ات به دخترهای کمر باریک و چشم سیاه و مو پریشون باشد . همین که من دوستت دارم برای این روزهای من...

    ادامه مطلب