يادداشت های یواشکی

متن مرتبط با «توصیه های» در سایت يادداشت های یواشکی نوشته شده است

سر شده ام درست مثل آمپول های بی حسی

  • نیلوبلاگ

    این روزها یک حس مبهم دارم یک بی حسی موضعي درست مثل آمپول های بی حسی که دکتر دندان پزشکی میزند . گنگ در خیابانها راه میروم و گنگ به عابران نگاه میکنم ، گنگ با دوستان میخندم و گنگ با همه صحبت میکنم .به رد نگاه غریب و آشنا چشم دوخته ام انگار رفتار همه درست مثل اسلوموشن شده اند نحوه ي رفتارها ، نحوه ي لبخندها، نحوه ي نگاه ها . این حس نمیدانم چیست، شاید این روزها دوست دارم همه چی کند پیش برود ، آرام و آرام همانند نسیمی خوش که پیش میرود ، این روزها خیلی چیزها را در ذهنم حک میکنم ، نمیدانم کجا و کی به ...

    ادامه مطلب
  • اندر احوالات جنابتان در آخرین روزهای مهر ماه

  • نیلوبلاگ

    یکی از مشکلات سرماخوردگی این است که ترموستات دمایی بدن آدمی دچار اختلال میشود و انسان نمیداند آیا هوا گرم است یا سرد و هر چه دو دو تا چهار تا میکنی به هیچ نتیجه ای نمیرسی و ناچار برای بیرون رفتن تا چهارخیابان آن طرفتر یک لباسی به ضخامت يك پتو به تن خسته ات میپوشی تا خدایی نکرده باد به تو نزند و تو هن هن کنان زیر خروارها لباس پا به عصره ی گیتی میگذاری و در کمال ناباوری میبینی که آدم ها با یک تکه لباس نازک حریر گونه خوشحال در حال جولان دادن در سطح خیابان هستند و تو تازه شصتت خبر دار میشود که ای دل...

    ادامه مطلب
  • دیکته های نانوشته

  • نیلوبلاگ

    خیلی وقتها به امتحان دیکته فکر می کنم، اولین امتحانی که در کودکی با آن روبرو شدم.چه امتحان سخت و بی انصافانه ای بود.امتحانی که در آن، نادانسته های یک کودک بی دفاع، مورد قضاوت دانسته های معلم قرار می گرفت.امتحانی که در آن با غلط هایم قضاوت می شدم نه با درست هایم.اگر دهها صفحه هم درست می نوشتم، معلم به سادگی از کنار آنها می گذشت اما به محض دیدن اولین غلط دور آن را با خودکار قرمز جوری خط می کشید که درست هایم رنگ می باخت. جوری که در برگه امتحانم آنچه خود نمایی می کرد غلط هایم بود.دیگر برای خودم هم ع...

    ادامه مطلب
  • توصیه ای به سبک آلبر کامو

  • نیلوبلاگ

    باور کن چیزی به نام رنج عظیم، تاسف عظیم و یا خاطره ی عظیم وجود ندارد، همه چیز فراموش می شود، حتی یک عشق بزرگ.این همان چیزی ست که زندگی را تاسف بار و در عین حال شگفت انگیز کرده است. آلبر کامو xa0 پینوشت: بعضی حرفها از بعضي نويسندگان و شاعران مرا به شدت غمگین و در عین حال متعجب میکند که چه قدر احساسات آدمها میتوانند شبیه هم باشند که چه قدر خوب بعضي آدمها حرف دل هم را میزنند و این یعنی دنیایی پر از اتفاقهای عجیب و غریب .xa0 تا میتوانید کتاب بخوانید این روزها تنها چیزی که ارثيه ي پدری هیچ کس نیست ک...

    ادامه مطلب
  • توصیه ی ادیبانه

  • نیلوبلاگ

    در فصل بارش سنگ همچو آینه بمان پینوشت : این شعر تنها شعریست که همچنان با خود زمزمه میکنیم و پایبند به این توصیه ی ادیبانه هستیم...

    ادامه مطلب
  • توصیه یک بلدرچین

  • نیلوبلاگ

    xa0 یه همكار خوب از نون شب هم واجب تره...

    ادامه مطلب
  • روزهای روشن

  • نیلوبلاگ

    این روزها حالم هم خوب است و هم خوب نیست. خوب است به خاطر تمام اتفاقاتی که افتاده است . به خاطر تو که هستی به خاطر کار تاتری که بهم پیشنهاد داده اند و تو برایم آرزوی موفقیت کرده ای به خاطر دوستانی که دارم و حواسشان به من هست به خاطر آقای م که فکر میکنم پسر خوبیست و میشود با او مراوده داشت و همکاری کرد به خاطر کلاسهایی که قرار است در ارشاد تشکیل شود و میدانم روزگار خوبی خواهد بود فقط امیدوارم باز از بین شاگردهایت دوست دختر انتخاب نکنی که باز انتظارم از تو پایین تر می آید با اینکه هنوز حواسم را آن ...

    ادامه مطلب
  • لاشخورهایی به نام استاد

  • نیلوبلاگ

    الان نشسته ام توی کلاسی که محل دفاع بچه های ارشد هستش با ن و پ نشستیم توی کلاس . پ بعد این پسره که الان دارد حرف میزند راجع به طرحش ، طرحی که فکر کنم خودش هم ازش چیزی نمیداند و فقط دارد حرف میزند بدون اینکه بفهمد چی دارد میگوید. استاد بدون در نظر گرفتن اینکه این دانشجوی بدبخت چه میگوید ،داره میوه هایی که به صورت مهمانی های عیانی چیده شده میل میکند و اصلا فکر نکنم حرفهای پسر را بفهمد. دارم نگاه میکنم به استاد . استاد چشمهایش میدود روی میز پر از خوراکی و از دور نشانه گیری میکندکه بعد از خوردن موز ...

    ادامه مطلب
  • این روزهای من

  • نیلوبلاگ

    امروز جشن سینمایی برگزار کرده بودی و آمدم دیدمت . با اینکه همه چیز اولش قاطی پاتی بود ، با اینکه اولش صدا قطع شد و همه اولش هول بودند ولی خوب بود، خوب بود ، چون تو بودی و من جز تو چیزی ندیدم و این یعنی همه چیز خوب بود و این یعنی این روزها خوشحالم . بی دلیل ، بی دلیل، بی دلیل . همین که دوستت دارم و میدانم که تو چیزهایی میدانی همین برای من بس است . حالا چه فرق میکند تو کسی دیگر را دوست داشته باشی و جاذبه ات به دخترهای کمر باریک و چشم سیاه و مو پریشون باشد . همین که من دوستت دارم برای این روزهای من...

    ادامه مطلب