گاو بودن یا گاو ماندن مسئله اين است !

خرید بک لینک
آدم ها یک جایی از زندگیشان گاو میشوند نه مثل داستان عزاداران بيل ساعدی نه مثل فيلم گاو مهرجویی و نه مثل فيلم فروشنده اصغر فرهادی
آدمها يك جايي از زندگیشان مجبورن که گاو شوند . باید سرشان را پایین بیندازند و به زندگیشان مشغول شوند بدون اینکه از کسی بپرسند خب بعدش چی ? خب فردا چه چیزی قرار است به سر آدم بیاید ?!. اصلا گاهی اوقات آدم به جایی از زندگی میرسد که هیچ کاری از دستش برنمی آید و باید سرش را عین گاو بیندازد پایین و مشغول خوردن باقیمانده ی زندگی نه چندان درست و حسابی الانش شود و حرفی نزند و فقط عین گاو به همه نگاه کند که یعنی همه چی همین است و نمیشود کاری کرد و یک ماااای درست حسابی هم از خودش بیرون بدهد که یعنی هر کاری هم انجام بدهی سر خط اول تمام کارهای نکرده ات مانده ای
اصلا گاهی اوقات آدم ناخواسته و بی هیچ انگیزه قبلی گاو میشود و نمیداند چه کار باید بکنیم . اصلا نمیدانی اینجا که ایستاده ای درست است یا آنجا که بوده ای زندگی درستی داشته ای?!
و اینجاست که آدمی عین گاو میایستد جلوی یک دو راهی مسخره ی زندگی و نمیداند باید کدام طرفی سر خم کند تا به جای گاو به یک حیوان نسبتا محترم دیگر تبدیل نشود ....
بله دوست من آدم یک وقتهایی گاو میشود و دقیقا هم نمیداند تا کی میخواهد این گاو بودن ادمه داشته باشد !!!!

يادداشت های یواشکی...

ما را در سایت يادداشت های یواشکی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 14:39

صفحه بندی