
xa0 دوست داشتن از یک جایی بیشتر نمیشود ، عمیقتر میشودxa0 xa0 xa0...
ادامه مطلب
گاهی اوقات که میخواهم توی فضاي مجازي بچرخم پشیمان میشوم فکر میکنم کار بیهوده ای هست اصلا اینترنت فقط برای جاهایی خوب است که بخواهی چیزی رو پیدا کنی و بشود به وسیله ی آن به خلاقیتی برسی و یا فیلم خوب و پدر مادر داری دانلود کنی و از این جور چیزها و گرنه به نظرم احمقانه مي آيد بشيني پای نت و هی کانال های مسخره و بی محتوای تلگرام را چک کنی و یا توی اینستا بشینی و مطلبهای به درد نخور را بخوانی و لایک کنی ، میدانم که کشوری مثل اينجا براي صنعتي شدن خيلي خيلي ضعفهايي دارد كه مردمانش آن را تكرار مكرات مي...
ادامه مطلب
xa0 سلامت همه آفاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد ...
ادامه مطلب
امروز با خ عزيزم رفتيم ارشاد . خ ميخواست بره سر كلاسهاي خوشنويسيش و من هم ميخواستم بيايم سري به تو بزنم تا در مورد كلاسهاي فيلمسازي ازت سوال بپرسم . وقتی رسیدم اتاقت دیدم ا نشسته است سر جای تو . یک لحظه فكر كردم هنوز از تهران نيامده اي ولي وقتي از او سراغ تو را گرفتم ا گفت که یک سری رفته ای بیرون و برمیگردی . نشستم روی صندلی و منتظرت ماندم كه بيايي ولي يك ساعت است كه نشستم و نيامدي . در اين زمان نشستم و به حرفهاي آدمهايي كه من به اسم نميشناسمشان ولي زياد ديده بودم در دفترت گوش دادم و بعد خودم را...
ادامه مطلب
بعد از یک شبانه روز دیشب تصمیم گرفتم که توی اینستگرامم عکست را بگذارم و بهت تبریک بگویم برای راه یابی فیلمت به جشنواره . تو آمدی و زیر پستم ازم تشکر کردی و من مثل تمام وقتهايي كه سرد جوابت را داده ام كه فكر خاصي نكني جواب دادم و باز بعد از يك روز كه گذشته است نمیدانم کار درستی کرده ام یا نه ولی امشب مانده ام چه عواقبی خواهد داشت این پست من . امشب م دوست دختر قبلی ات بهم توی تلگرام پیام داد و گفت که یکدیگر را ببینیم و من بهش پیام دادم که حتما و حالا قرار است او خبر کند که توی ب ببینمش . برایم جال...
ادامه مطلب
امروز با آقاي م توي ارشاد قرار گذاشتم که برم نمایشنامه های کودک را بهش بدهم . زودتر از خانه بیرون زدم و رفتم فایلهای نمایشنامه را پرینت بگیرم بعد رفتم کتابخانه ی ارشاد و آنجا عضو شدم تا بتوانم كتاب از آنجا بياورم ، كتاب وداع با اسلحه ي همينگوی را گرفتم. درب ورودی بین کتابخانه تا راهروی دفتر تو باز بود. از راهرو عبور کردم نگاهی اجمالی در دفترت انداختم که اگر بودی سلام و علیک مختصری کنم و بعد بروم پایین پیش آقای م ولی ا نشسته بود پشت میزت . فهمیدم تو در اتاق روبه رويی نشسته ای و داری با چند نفر حر...
ادامه مطلب